مهاجر

 
قلم بی اثر
sheida_ mohajer - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٦
 

 

 

قلم راندم به کاغذ لیک شاعر نشدم

بال پر دارم چگونست مهاجر نشدم؟!


 

 


تفعل به دلت زد دل من, ای شیدا

چرادر حس تغزل به تو ماهر نشدم؟!

 

همه ی حس غزل را ز تو دارم ای دل

شاهدی! من به خرید دلش تاجر نشدم

 

دل که موسی شد و افتاد به نیل دل او

وحیش به دلم آمد و ساهر نشدم

 

آهی در پی آه می کشم من شب و روز

به آینه ی دلش جز آه! ،ظاهر نشدم


 
comment تو هم یه چیزی بگو... ()