مهاجر

 
دلی در نیل
sheida_ mohajer - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳۱
 

ای خدا آتشی در دلم بر پا شده است

درد ها در دل من وسعت دریا شده است

 

دل خود در سبدی به نیل او انداختم

با الهی دل غم زده موسی شده است؟

قلب خود کندم و بر چاه دلش انداختم

لیک این یعقوب که بینا شده است!

 

ز خم چشم ، ساغری داد و من نوشیدم

مهاجر مست نه ، بلکه شیدا شده است

 

من که ایوب شدم انتظار طولانیست

آنقدر هست که مثل شب یلدا شده است

 

نقش یوسف نقش زیبا روی و زیبا خوی تو

آری! نقش من همچون زلیخا شده است

 

دست من نیست ، خدایا رهی ده بر من

بنگر ، مهاجرت عاشق لیلا شده است......



 
comment تو هم یه چیزی بگو... ()