مسیح مهاجر

همچون یهودا شده ای ،‌ باز فریاد می کنی!

آری ، به چاه ظلمتم زچه بیداد می کنی؟

 

بیستون کند مهاجر ، شهره ی عام شدم

افسوس شیرین نشدی ، رو ز فرهاد می کنی

گفت " دست در زلف دو تا نتوان کرد"

دست قطع نمودم ، زلف بر باد می کنی؟

 

تا زنده بودم ز من یاد نکردی ، آیا

به قطره اشکی سر قبرم یاد می کنی؟

 

آه! مست و شیدا در قفست می میرم

آیا چو مسیح، مهاجر آزاد می کنی؟

 

اشکم که ریخت! غزلم پرپر شد

بخند! که با خنده ات مرا شاد می کنی!!!.......

 

/ 13 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
M**J

چشم مست تو عجب جلوه گه بیداد است خم ابروی تو سرمشق کدام استاد است؟ خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود، صید را زنده گرفتن هنر صـــــیاد است

مسافر

قشنگ مثل هلو هلو مثل ...

مسافر

عنوانش هم قشنگه عكسش هم توپه...

M**J

هرجور که دوست داری.....[چشمک]

M**J

شیدا شکوفه شاداب روزگار منست بهار غنچه ایام در گذار منست اگرچه شور جوانی و عمر در گذر است شیدا نشانه دوران بیقرار منست خزان عمر شکوهی دگر تواند داشت چو در شکوه خزانی، شیدا بهار منست چه غم که دفتر ایام شد سیه زیرا شیدابه دفتر عمر شعر ماندگار منست

M**J

تقدیم به مهاجر و طوطی گمگشته.......... از کوچه پرسیدم نشانت را نمی دانست آن کفشهای مهربانت را نمی دانست رنجیده ام از آسمان ، قطع امیدم کرد دنباله ی رنگین کمانت را نمی دانست اینگونه سیب سرخ هم از چشمم افتاده ست شیرینی اش ، طعم لبانت را نمی دانست قیچی شدم ، بال و پرم را یک به یک چیدم ســـَمت ِ وسیع ِ آسمانت را نمی دانست لای ورقها ، نامه ها ، دفترچه ها گشتم حتی کتابی داستانت را نمی دانست

مددی طائمه

مییییییییییییییییییییییییییییییییگ مییییییییییییییییییییییییگ [زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان][زبان]

M**J

امان از روزگار که پرنده ام را ازمن گرفت....................... دیشب کنار جایت ، با مرگ خفته بودم انگار دیده ام را ، با ترس بسته بودم وقتی که شب سحر شد ، بر بالشم غزل بود انگار صورتم را ، با اشک شسته بودم درچشم من دوکاسه، خون جای چهره ات بود انگار سینه ام را ، با فقر کشته بودم در هیچ جای عالم ، دیگر صدای من نیست انگار قبل مردن، صد بار مرده بودم...

M**J

باز شب بود و من و قصه ی تنهایی من چشم گریان من و این دل شیدایی من دور بودم ز تو و حسرت دیدار به دل تو نبودی و شدم نزد دل خویش خجل خجلم چون که دلم خانه ارواح شده غصه با این دل من مونس و همراه شده روزهایم شده شب ، فصل بهارم چو خزان برده از این دل من شور و شعف باد وزان مونس من شده این کاغذ و بشکسته مراد چون که قلب تو دگر قلب مرا برده ز یاد کی رسد فصل وصال تو ، دلم بی تاب است دل دریایی من بی تو دگر مرداب است

M**J

ماه رمضان آمــــد و مــن اسير نفسم عمرم بسر آمـــــد ز خودم باز نرستم در بزم وصــــالش نه بمردم نه رسيدم لطفش بنگر خــــــوان کـرم باز رسيدم هر ســـــــال بر سفره او مـن بنشستم هر بار نمک خوردم و جايش بشکستم از رحمت او بر همه جـا رسيده ام من از برکت او به هر دلي سـر زده ام من اي کـــــاش دمي که در دلم ياد خدا بود اي کاش دلي که از گنه پاک و جدا بود